✉ خلوتگاه یک دختر ساکت ✉

ایــنجا همیــشه شـــب اسـت



یکی از صفتهایی که ازش متنفرم دوروییه همیشه از آدمای دورو فاصله میگرفتم

با این حال خیلیم ازشون زخم خوردم ولی حالا احساس میکنم خودمم دورو شدم

البته یه دوروی بی آزار کسی که فقط آزارش به خودش میرسه به همه نشون میدم

آدم صبوریم اما در واقع نیستم احساس میکنم اگه نجنبم از دستش میدم دانشگاهمو

دوستمو شغلمو ...اما عجله همه رو از دستم در میاره شاید اگه موقع دانشگاه بازم صبر

میکردم و دوباره کنکور میدادم اگه صبر میکردم و اولین کاراموزی که بهم جواب مثبت

میداد رو نمیرفتم و منتظر جواب بقیه میموندم اگه انقدر از اطرافیانم طلبکار نبودم و

صبر میکردم در مقابل بی محبتیاشون در برابر بی اعتناییشون شاید اونام دلیل کارشونو

بهم میگفتن شاید عذر میخواستن اما من فقط عجله کردم و هنوزم ترس از دست دادن

دارم درد سنگینیه که همه ازت یه بت صبر بسازن و تو از درون مثل مذاب آتش بگیری



نوشته شده در 1395/09/7 ساعت 04:31 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آخرین مطالب
» بالاتر از سیاهی
» تقابل
» خاطرات مجازی
» هوای موافق
» صدای شب
» میبخشم
» شبیه من
» نباید عجله کنم
» سوال
» تصمیم
» خالی
» گم شدم؟
» یادآوری به خودم
» تنبیه
» شروع
» هشدار!
» گروهبندی
» its cold
» باران
» تسلیت
» نسخه سرنوشت
» بن بست رویا
» قانون مدیریتی دانه
» درد و دلهای امروزی
» دورو
» دغدغه
» معجزه
» *من پیش از تو
» قفل درد
» قهرم

Design By : RoozGozar.com