✉ خلوتگاه یک دختر ساکت ✉

ایــنجا همیــشه شـــب اسـت



وقتی یاس آهنگ درکم کن رو خوند بچه بودم و سرم تو درس و مشقم بود

اون موقع بود که حواسمو جمع کردم به بیکاری به اینکه واقعا کار پیدا کردن

انقد سخته؟وقتی روزنامه رو نگاه میکردم با خودم میگفتم این همه کار ریخته

چرا میگن بیکاری زیاده اما الان با تموم وجود حسش میکنم مشکل نقطه

آغازه  انگار آغازی تعریف نشده حتی واسه شغلای سطح پایین هم سابقه

میخوان ساعتهایی که از صبح منتظر تلفنی و هیچ صدایی از گوشیت در

نمیاد حرفایی که میخوای بزنی و سوالایی که میخوای بپرسی رو جمله بندی

میکنی اما اصلا نیازی به گفتنشون پیش نمیاد نمیدونم

شاید رفتن به اون کارها صلاحم نبوده

شاید صلاحم بیکاریه!


نوشته شده در 1395/09/6 ساعت 07:50 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آخرین مطالب
» بالاتر از سیاهی
» تقابل
» خاطرات مجازی
» هوای موافق
» صدای شب
» میبخشم
» شبیه من
» نباید عجله کنم
» سوال
» تصمیم
» خالی
» گم شدم؟
» یادآوری به خودم
» تنبیه
» شروع
» هشدار!
» گروهبندی
» its cold
» باران
» تسلیت
» نسخه سرنوشت
» بن بست رویا
» قانون مدیریتی دانه
» درد و دلهای امروزی
» دورو
» دغدغه
» معجزه
» *من پیش از تو
» قفل درد
» قهرم

Design By : RoozGozar.com