✉ خلوتگاه یک دختر ساکت ✉

ایــنجا همیــشه شـــب اسـت

بابا لنگ دراز عزیزم

تمام دلخوشی دنیای من این است که ندانی و دوستت بدارم

وقتی می فهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد چیزی شبیه غرور!

بابالنگ دراز عزیزم

لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم!

بعد از تو هیچ کس الفبای روحم را خط خطی نخواهد خواند

نمی گذارم، نمی خواهم

بابا لنگ دراز عزیز

من همین که هستی دوستت دارم

حتی سایه ات را که هیچ گاه به آن نمیرسم.

بابا لنگ دراز  نوشته جین وبستر


نوشته شده در 1394/05/9 ساعت 11:14 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آخرین مطالب
» بالاتر از سیاهی
» تقابل
» خاطرات مجازی
» هوای موافق
» صدای شب
» میبخشم
» شبیه من
» نباید عجله کنم
» سوال
» تصمیم
» خالی
» گم شدم؟
» یادآوری به خودم
» تنبیه
» شروع
» هشدار!
» گروهبندی
» its cold
» باران
» تسلیت
» نسخه سرنوشت
» بن بست رویا
» قانون مدیریتی دانه
» درد و دلهای امروزی
» دورو
» دغدغه
» معجزه
» *من پیش از تو
» قفل درد
» قهرم

Design By : RoozGozar.com