✉ خلوتگاه یک دختر ساکت ✉

ایــنجا همیــشه شـــب اسـت


امروز علی رغم کارهای زیادی که سرم ریخته بود اونقدر به بلاگفا سه پیچ شدم

تا آخر تونستم در خلوتگاه خاک گرفته ی خودم رو بعد از سالها دوباره باز کنم و 

همه چیز تقریبا همونطوری بود دغدغه های دختر ساکت همه سر جاشون بود و

چقدر زلال و پاک بود حرفهای مجازیم چقدر پر رفت و آمد بود اونروزها، پر از

حرف دل

دوستایی که روزهامون با هم ورق میخورد حالا دیگه بیشترشون قفل و بست زده

و رفته بودن و تک و توک مینویسن اون روزها در بلاگفا حرفهای دلمون رو در چند

خط مینوشتیم و مثل اینجا نبود که جزبه جز روزمرمون رو بنویسیم چون اصولا

اونجا دفترچه خاطراتمون نبود و فقط حس بود حس اون لحظه اون شب یا اون

روز

خندم میگیره که چطور برای وبلاگهایی با موضوع عاشقانه خط و نشون کشیده

بودم :)

انگار که اونها انسانهای دورو و فریبکاری بودن...

انگار که عشق هیچوقت مال آدمهای روراست نیست...

دلم برای خیلیاشون تنگ شده اما مشکل دنیای مجازی اینه که اگه کسی بخواد

دیگه نباشه پس دیگه نیست و نمیشه تو خیابون دیدش و از حال و روزش خبر گرفت

امیدوارم حال و احوال همشون خوب باشه

خلوتگاه قدیمی دختر ساکت



نوشته شده در 1396/06/29 ساعت 12:19 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آخرین مطالب
» بالاتر از سیاهی
» تقابل
» خاطرات مجازی
» هوای موافق
» صدای شب
» میبخشم
» شبیه من
» نباید عجله کنم
» سوال
» تصمیم
» خالی
» گم شدم؟
» یادآوری به خودم
» تنبیه
» شروع
» هشدار!
» گروهبندی
» its cold
» باران
» تسلیت
» نسخه سرنوشت
» بن بست رویا
» قانون مدیریتی دانه
» درد و دلهای امروزی
» دورو
» دغدغه
» معجزه
» *من پیش از تو
» قفل درد
» قهرم

Design By : RoozGozar.com