✉ خلوتگاه یک دختر ساکت ✉

ایــنجا همیــشه شـــب اسـت


 



نتیجه تصویری برای عکس متحرک باران




تا به حال                                                                 

        به ترانه ی سکوت                 

                                                    گوش داده ای ؟...





نوشته شده در 1394/04/6 ساعت 10:38 ق.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


به دنیا آمدنم حتما دلیلی داشت

مگر نه؟

به دنیا آمدم تا...

درس عبرت دیگران باشم!

به دخترش میگوید میان آدمها بیا ، یا میخواهی شبیه او شوی؟

تلاشت را زیاد کن ، نکند میخواهی شبیه او شوی؟!

به خودت برس و بانشاط باش ، شبیه او نباش!

"من که شبیه اون نیستم!"

آری او شبیه من نیست

برای اینکه شبیه من باشی

باید شبهای طولانی از آن کوچه تاریک خیالی زیر پتو

که خودت را به دیوار آجری سردش میچسبانی صدای خفه کردن بیاید

خفه کردن خودت تا گریه ات به هق هق نرسد

تا کسی صدای شکستنت را نشنود

مانند یک تشنج خودت را دلداری بدهی که تا لحظاتی دیگر تمام میشود

با گرمای انگشتانت اشکهایت را پاک کنی و صورتت را نوازش کنی

حتما روزهایی میرسند که فقط مال کسانی شبیه من باشند


نوشته شده در 1396/05/2 ساعت 09:55 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


وقتی آنقدر تند میدوی که نفست به سوزش می افتد

و سرت سبک میشود و پاهایت درد میگیرند

تعجبی ندارد که نتوانی افق را درست ببینی

گاهی لازم است بایستی

دستهایت را به زانوهایت تکیه بدهی

نفسی بگیری ، گلویی تر کنی و با دستهایت جلوی نور را بگیری

تا بتوانی ببینی افقهای دوردست را



نوشته شده در 1396/04/20 ساعت 12:18 ق.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


انتخاب نه برای سوال " آیا به موسیقی گوش میدهید؟ " خیلی مسخره بود

انگار که سوال هم به من پوزخند میزد وگر نه ادامه نمیداد که چه آهنگی؟

اگر اینطور نبود در فرم استخدامی چه میکرد؟؟

ناتوانیم را به رخم میکشید و ناخنهایش را روی دستانم فرو میکرد

در عجبم که چه طور نپرسید " هنوز به یادش هستید؟؟ "





نوشته شده در 1396/04/6 ساعت 10:36 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


از همین لحظه تصمیم گرفتم همه ی آهنگهای گوشی و کامپیوترو بریزم تو

یه DVD و پاکشون کنم از اینکه آهنگها واسم تصمیم بگیرن خسته شدم از

اینکه آهنگها عاشقم کنن غمگینم کنن شادم کنن و یا دلشکسته و افسرده

خسته شدم فقط چند آهنگ بی کلام رو باقی میذارم تا بهم حق انتخاب بدن

تا بهم اجازه بدن رویاهای خودم رو پر و بال بدم میدونم واسه کسی مثل من

که همیشه دنبال آهنگه سخته اما میخوام انجامش بدم شایدم اینطور به نظر

بیاد که به خاطر شرایطی که توش هستم دارم دنبال مقصر میگردم اما در کل

امتحانش ضرر نداره





نوشته شده در 1396/03/23 ساعت 12:03 ق.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


شهر خالیست فقط آدمکهایش زیاد شده اند .



نوشته شده در 1396/03/11 ساعت 12:37 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آهسته و گنگ و خیره به مردم ، قدم زنان در یک ایستگاه طولانی مترو

دیگر مهم نیست که خودم را زود به درهای باز برسانم

انگار کسی در گوشم میخواند

من کی هستم؟؟

یه دروغگو؟

اینی که هستم راسته؟یا فقط دارم مخفی میشم؟

از کِی این همه نظر پیاده ها برام مهم شد؟

از کِی گم شدم ؟؟ از کِی خودمو به شلوغی سپردم؟

پسری را دیدم که با لباسی نامتعارف و کلاهی کج و استینهای کوتاه بلوزی

که استخوانهای نحیفش از آنها بیرون زده بود میان مردم در حرکت بود

نمیدانم سنگینی نگاهی را حس میکرد یا نه

 آیا در افق دیدش همان چیزهایی را میدید که من میدیدم؟؟

اما چشمانش میدرخشید ...

انگار خودش بود

گم نبود



نوشته شده در 1396/03/4 ساعت 07:37 ب.ظ توسط دختر ساکت . نگاه | |


آخرین مطالب
» شبیه من
» نباید عجله کنم
» سوال
» تصمیم
» خالی
» گم شدم؟
» یادآوری به خودم
» تنبیه
» شروع
» هشدار!
» گروهبندی
» its cold
» باران
» تسلیت
» نسخه سرنوشت
» بن بست رویا
» قانون مدیریتی دانه
» درد و دلهای امروزی
» دورو
» دغدغه
» معجزه
» *من پیش از تو
» قفل درد
» قهرم
» کوچکترین داستان دنیا!
» راوی
» آینده
» پاییز
» فاصله
» عشق بادکنکی!

Design By : RoozGozar.com